حاشيه‌نشيني (shanty town)  از ديدگاه صاحبنظران مختلف بصور گوناگون تعريف شده و هر گروهي از ديدگاهي خاص به آن پرداخته‌اند: حاشيه‌نشيني از كلمه (slumer) گرفته شده است. از لحاظ جامعه‌شناسي، حاشيه‌نشيني يك شيوه ي زندگي است، خرده‌فرهنگي با مجموعه‌اي از ارزشها و هنجارها كه در محل‌هايي نامناسب و در يك انزواي اجتماعي با پارامترهاي بهداشتي و رفتاري پايين قرار گرفته‌اند.

ــ برخي پژوهشگران از ديدگاه اكولوژي شهري تلاش نموده‌اند با توجه به بافت فيزيكي شهر، به توجيه آن بپردازند. گروهي ديگر حاشيه‌نشيني را نوعي مسكن اطلاق مي‌نمايند كه افراد بدون اجازه و يا پرداخت اجاره‌بها، مكان‌ها را اشغال نموده و آن را پناهگاه خويش قرار داده‌اند.

ـ آقاي حسين‌زاده دلير حاشيه‌نشيني را معادل(slum) به مفهوم محله، با كوچه‌هاي كثيف  يا مسكن انحطاط يافته و غيرمعمولي در نظر گرفته‌اند.

ـ منصوريان و آيت‌اللهي از مركز جمعيت‌شناسي دانشگاه شيراز معتقدند: حاشيه‌نشينان كساني هستند كه در سكونتگاه هاي غير متعارف همراه با ساكنان بافت اصلي شهر زندگي مي‌كنند. اين افراد بيشتر بر اثر نيروي دافعه ی زادگاه خود و كمتر تحت تأثير نيروهاي جاذب شهري ترك وطن نموده‌اند، و چون اكثريت آنها بيسواد و فاقد مهارت لازم براي جذب در بازار كار شهري هستند، عامل «پس‌راني شهري» آنها را از شهر به حاشيه سوق مي‌دهد.

ـ سيد سعيد زاهد زاهداني معتقد است: حاشيه‌نشين كسي است كه در محدوده ی اقتصادي شهر زندگي مي‌كند، اما جذب نظام اجتماعي ـ اقتصادي شهر نشده است.

در كشورهاي توسعه يافته اين مسئله مولود نابرابري ها و تبعيضات نژادي مي‌باشد، مانند محلات سياهان يا آسيائي‌ها در آمريكا. ولي در كشورهاي توسعه نيافته اين پديده معلول رشد سريع و ناهماهنگ اقتصاد و فزوني دوگانگي هاي اجتماعي‌ ـ اقتصادي و نابرابري هاي مكاني بين مناطق مختلف  این كشورها مي‌باشد.

از ديدگاه جغرافياي شهري، حاشيه‌نشيني، آلونك ‌نشيني و زاغه ‌نشيني نيست، بلكه يك روند است. روندي كه عده‌اي در حاشيه ی يك شهر زندگي مي‌كنند كه ممكن است مرفه يا فقير باشند. (حاشيه‌هاي ثروتمند نشين موضوع اين مقاله نيست).

در حواشي فقيرنشين ممكن است آلونك، زاغه، كپر، زيرزمين، چادر، اتاق، گرگين، اتاق حلبي و… به عنوان انواع مساكن وجود داشته باشد.

ـ زاغه‌نشين يا حاشيه‌نشين به كسي گفته مي‌شود كه از روي فقر در مكاني به نام خانه، سواي خانه‌هاي عادي و متعارف شهري زندگي مي‌كند.

اين مفهوم با « مناطق فقيرنشين شهر» ( urban slums) تفاوت دارد. مناطق فقيرنشين شهري معمولاً در نتيجه ي صنعتي شدن بوجود آمده‌اند و به مناطقي از شهرها اطلاق مي‌شود كه قديمي بوده و بصورت مخروبه هستند و داراي تراكم جمعيت زياد مي‌باشند. در حالي كه حاشيه‌نشيني مربوط به خانه‌هايي است كه با مصالح نامناسب و غيرمتعارف و در كناره‌هاي شهرها ساخته مي‌شوند.

آنچه مي‌توان روي آن تأكيد نمود اين نكته است كه اين مناطق داراي مساكن نامتعارف و متفاوت با ساير نواحي شهر، از نظر مصالح و نوع مساكن هستند. ساكنان اين نواحي از نظر شاخص هاي اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي در پايين‌ترين سطح جامعه شهري هستند. آنها تنها منشأ روستايي ندارند، بلكه گروهي از آنها، شهرنشيناني هستند كه به دلايلي مانند: عدم تمكن مالي، ناآشنايي با مناطق شهر، جابجایی هاي داخل شهر از اين نواحي سر در آورده‌اند و يا تبهكاراني كه اين مناطق را حاشيه ی امن براي فعاليت هاي خود مي‌دانند.

حاشيه شهر

حد فاصل محدوده خدماتي تا مرز استحفاظي را اصطلاحاً حاشيه شهر مي‌نامند.

 انواع حاشیه ها

حاشیه های شهری به دو دسته تقسیم می شوند:

الف) حاشیه های درون شهری :

این حاشیه ها معمولا در بخش های قدیمی تر شهرهادیده می شوند.این قسمت از شهر در گذشته وضعیت مطلوب و سامان یافته ای داشته ، ولی به تدریج شرایط آن ها نامناسب شده و ساکنان آن به نقاط بهتر و جدیدتر ی از شهر رفته ودر آن جا سکنی گزیده اند.(مانند بافت فرسوده و قديمي اطراف حرم امام رضا(ع))

هالدر حاشیه های درون شهری را این گونه تعریف می کند:" منطقه ای با وسعت بیش از 70 متر مربع که برای مقاصدی هکچون خانه های محقر و کلبه مانند جهت سکونت انسانی استفاده می گردند."

ب) سکونتگاهای غیر قانونی ( عدوانی):

سکونتگاه غیر قانونی ، یک منطقه ی مسکونی است بدون مطالبه ی قانونی برای دریافت زمین و یا اجاره از سوی مقامات مربوطه برای ساختن خانه ، توسعه یافته است.

در دایره المعارف بریتانیا Slum  یا زاغه ی درون شهری به شرایط سکونتگاه اشاره می کند ، در حالی که یک سکونتگاه غیر قانونی  squatter  settlement  به موقعیت قانونی آن اشاره می کند. 

علل حاشيه نشيني

علل حاشيه‌نشيني را نمي‌توان خارج از چارچوب علل مهاجرت از روستا به شهر بررسي كرد، چرا كه با هجوم سيل مهاجران به شهر، اين پديده را بايد جزئي از فرايند كلي گرايش به شهر (شهرنشيني urbanisation) دانست. بسياري از محققين علل مهاجرت و به تبع آن علل حاشيه‌نشيني را در چارچوب الگوي «دفع و كشش» (push – pull)  بررسي نموده‌اند. كه فرد نسبت به دافعه‌هاي روستا يا محيط قبلي خود واكنش نشان داده و آن را ترك مي‌كند و جذب جاذبه‌هاي شهري مي‌شود و يا حداقل خود را به سرنوشتي نامعلوم مي‌سپارد و بدون توجه به آينده خود در شهرهاي بزرگ، محيط روستا يا شهر خود را ترك مي‌نمايد. 

برخي علل اصلي حاشيه‌نشيني عبارتند از:

1- افزايش بي‌رويه جمعيت شهرها در نتيجه ي مهاجرت هاي بي‌رويه و توده‌اي.

2-  پيشرفت و توسعه سيستم هاي حمل و نقل و سهولت جابجايي حاشيه‌نشينان با مراكز شهرها.

3-  انزواطلبي فرهنگي مهاجران،بدليل عدم انطباق با الگوها و ارزش‌هاي فرهنگي جامعه‌ي شهري.

4-  عدم تمكن مالي و افزايش قيمت زمين و مسكن و اجاره‌بهاء در ساير مناطق شهر.

5-  جدايي گزيني اقليتهاي مذهبي و قومي.

6-    فرايند صنعتي شدن كه موجب تحولات زيادي در زندگي اجتماعي شده و شكاف عميقي را بين جنبه‌هاي مادي و غيرمادي فرهنگ ايجاد نموده است.

اصطلاح حاشیه نشینی در کشور های مختلف

·  هند- گالیچا واستی ( سکونتگاه کثیف) ( Gallich  washi)

·  پاکستان- کاتچی –(Katchi )

·  بنگلادش- سوکوم باشی((Sukum bashi

·  مالزی و اندونزی – کامپونگ –(Kampong)

·  کامبوج – ساهام خوم-(Saha kum)

·  تایلند- چومچن-(Chumchon)

·  ترکیه – جکندو-(Gecekendu)

·  برزیل- فاولاس-(Favelas)

·  کره ی جنوبی- موهاگا چونگ چاک جی –(Muhaga  chongchakji)

·  ژاپن- هین مین کوتسو-(Him min kutsu)